تبلیغات
سپید

سپید
بیایید روحمان را سپید كنیم 
نویسندگان
نظر سنجی
وبلاگ من را چگونه ارزیابی كردید؟





همگی به صف ایستاده بودند تا از آنها پرسیده شود نوبت به او رسید :

 دوست داری روی زمین چه كاره باشی ؟ گفت میخواهم به دیگران یاد

 بدهم پس پذیرفته شد. چشمانش را بست دید به شكل درختی در یك

 جنگل بزرگ در آمده است با خود گفت : حتما اشتباهی رخ داده است.

 من كه این را نخواسته بودم ؟؟.....

سالها گذشت تا اینكه روزی داغ تبر را روی كمر خود احساس كرد .با

خود گفت این چنین عمر من به پایان رسید و من بهره ی خود را از

زندگی نگرفتم. با فریادی غم بار سقوط كرد و باصدایی غریب كه از روی

 تنش بلند میشد به هوش آمد.

حالا تخته سیاهی بر دیوار كلاس شده بود....

منبع:www.adabeiat.mihanblog.com




برچسب ها: ادبیات، داستان،
[ دوشنبه 5 تیر 1391 ] [ 01:03 ب.ظ ] [ فاطمه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام
فاطمه هستم
مدیر وب
ممنون كه به من سر زدی
امیدوارم از وبم خوشت بیاد
راستی نظر یادت نره
ممنونم خداحافظ
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

كد موسیقی برای وبلاگ